دعواهای قبل از خواستگاری - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
ماجرا برمی گرده به شب جمعه و اتفاقی که سر خواستگاری نیکا افتاد وقتی که یهویی وسط بحث و دعوا داداش شاهان از نیکا یه جورایی خواستگاری کرد و همه تو شوک بودیم بعد از برگشتنمون به خونه هم هیچ کس هیچی نگفت و بی حرف همه خوابیدیم ، فرداش داداش شاهان یه کم تو فکر بود اما سعی میکرد با ما مثل همیشه گرم برخورد ...
خاطره ی نرگس جان ( فرار از مدرسه ) - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
سلام من نرگسم و این اولین خاطره ای هست که میفرستم
خاطره ی آقا عرشیا ی عزیز ( فرار غزل ) - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
چهارمین خاطرهعرشیا هستم ، خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به یکی از پر استرس ترین دوران زندگیمه ، ۸ سال قبل بود . من ۲۷ سالم بود و عسل و غزل تازه وارد ۷ سالگی شده بودن . تقریبا ۴ سال از مرگ همسرم میگذشت، تا اون موقع مادرم تو نگهداری از بچه ها کمکم میکرد اما ۵ ماهی میشد که مادرمم فوت کرده ب...